کرج ابودلف
کرج ابودلف

کرج ابودُلَف شهری تاریخی منسوب به ابودلف عجلی و میان اراک و بروجرد بودهاست. امروزه محل قطعی آن مشخص نیست. برخی آن را مطابق با شهر آستانه و برخی نیز آن را مطابق با کرهرود میدانند.[۱][۲] این شهر مرکز ناحیهٔ ایغارَین (به معنای دو ایغار) واقع در جنوب شرقی نهاوند بودهاست. خلیفه، کرج ابودلف و شهر برج (به فاصلهٔ ۱۲ فرسنگی کرج بر جادهٔ اصفهان) را به ایغار (تیول) به ابودلف و خاندانش واگذار کردهبود بهطوریکه مبلغ معینی را همه ساله به خلیفه بپردازند و از همهٔ مالیاتهای دیگر معاف باشند. نام این شهر را کَرَه و کره ابودلف نیز گفتهاند.[۳]
![]()
کرج ابودلف در استان جبال
این شهر در زمان آلبویه (قرنهای چهارم و پنجم ه.ق) از شهرهای شیعهنشین ایران بودهاست.[۴]
این شهر یعنی کرهرود در
گذشته نوعی مرکزیت
داشتهاست به گونهای که
جلسهای که در آن مکان مرکز
ایالت تازه تاسیس عراق عجم
(قلعه سلطان آباد) تعیین شد در
این شهر برگزار شدهاست.
کرهرود در زمان حکومت آل
بویه ( قرن های چهارم و پنجم
هجری قمری ) مطابق با سال
388 شمسی از شهرهای شیعه
نشین ایران بوده است.

تاریخچه
اوج آبادانی این شهر یعنی کرهرود در زمان ابودلف عجلی بودهاست. ابودلف که نامش قاسم و از اعراب طایفهٔ بنی عِجل از قبائل بکر بن وائل بود پس از پدرش، عیسی بن ادریس بر این شهر و نواحی اطراف آن مسلط شد. بلاذری در فتوح البلدان مینویسد: �ثم ان عیسی بن ادریس نزل الکرج و غلب علیها و بنی حصنها و کان حصنارثا� از این جمله چنین برداشت میشود که عیسی بن ادریس با زور بر این شهر غلبه کرده و در آنجا دژی ساخته و آنجا را کانون قدرت و نفوذ خویش ساختهاست. پس از او نیز پسرش (ابودلف) جای وی را گرفته. ابودلف که از حمایت خلیفه (مأمون و معتصم) برخوردار بوده در آنجا برای خود دستگاهی شبیه دربار شاهان فراهم کرده و از آنجایی که دستی گشاده و شاعر پسند داشته قرارگاه او در کرج محل رفت و آمد شاعران ستایشگر شده بودهاست.
کرج رود یعنی کرهرود اراک در قرن سوم هجری که جغرافی نویسانی همچون قدامة بن جعفر و یعقوبی از آن نام بردهاند به منطقهٔ وسیعی گفته میشده که جاپلق و بربرود را هم در بر میگرفته و به گفته یعقوبی بر این دو رستاق، دو رستاق دیگر هم که آنها را دو فائق خوانده، و مشخص نیست کجا را قصد کرده، افزوده شده بودهاست. قدامة همهٔ این منطقه را که کرج مرکز آن بوده ابغارین خوانده. از مبلغ خراج آنجا که او و یعقوبی هردو ذکر کردهاند معلوم میشود که جایی بسیار آباد و پر نعمت بوده، قدامة در فهرست خود خراج آنجا را سه میلیون و هشتصد هزار درهم و یعقوبی سه میلیون و چهارصد هزار درهم نوشته که در زمان واثق خلیفهٔ عباسی به سه میلیون و سیصد هزار درهم کاهش یافته بود. یعقوبی در کتاب البلدان گوید مردم آنجا ایرانیان هستند مگر آنها که از خاندان عیسی بن ادریس عِجلی یا دیگر اعرابی باشند که به آنها پیوستهاند.
این شهر کرهرود تا زمان حمله مغول به ایران آباد بودهاست. بنابر اسناد تاریخی، اتابک نصرتالدین، اتابک لرستان، به سلطان محمد خوارزمشاه پیشنهاد میکند از مردان این منطقه لشکری فراهم کنند و به مقابله با مغولان برخیزند که سلطان محمد به موجب هراسی که از مغولان داشته، این پیشنهاد را نمیپذیرد و فرار میکند. در نهایت با حمله مغولها به این شهر، کرج ابودلف نیز همانند بسیاری از شهرهای ایران ویران میشود.[۵]
دُلَفیان از حکومتهای (عربتبار)[۱][۲][۳][۴][۵] کوچک و دست نشانده خلفای عباسی در ایران است. که مذهبی بر خلاف مرکز رایج خلافت عباسی داشتند این حکومت محلی، از سال ۲۱۰ تا ۲۸۵ هجری در بخشهایی از مرکز و غرب و شمال غربی ایران همچون همدان، اصفهان، نهاوند، قزوین و کرج و خوزستان فرمانروایی کردند
مکان
امروزه موقعیت دقیق کرج ابودلف مشخص نیست اما با توجه به فواصل و مسافاتی که جغرافیا نویسان در آثار خود ضبط کردهاند محل حقیقی آن را کرهرود به اسناد دقیق و معتبر مثل صحرا و آب فیراسه نشان از قدمت تاریخی آن دارد که به زمان ابودلف می رسد و منطقه وسیعی به مرکزیت کرهرود از شهر شازند و آستانه و منطقه قره کهریز و تا منطقه فراهان معرفی کردهاند که در گذشته یک شهر بودهاند به نام کرج ابودلف به مرکزیت کرهرود . در قرن چهارم ابن حوقل در جایی که از کرج نام میبرد گوید از بروجرد کوچکتر است با این وجود شهر مهمی است که در روی بلندی بنا شده و طول آن دو فرسخ است، دو بازار داشته یکی دم دروازهٔ مسجد جامع و دیگری در کنار دروازهٔ مقابل که آن طرف صحرای بزرگ فیراسه و آب فیراسه بوده، چنانکه صحرا بین دو بازار جا داشتهاست. این شهر چندین گرمابه داشته و خانههای آن از خشت خام بوده و هرچند که باغهای زیادی نداشته ولیکن اراضی اطراف شهر حاصلخیز بودهاند. یاقوت حموی گوید کرج اسمی است فارسی اهالی آنجا را کره مینامند. . بنا به گفتهٔ حمدالله مستوفی رودخانهٔ آنجا کره رود نام داشتهاست.
یاقوت و حمدالله مستوفی در آثار خود از کرج ابودلف منطقی بزرگی بوده به مرکزیت کرهرود که منطقه شهر ساروق نام بردهاند که در شمال کرج ابودلف در ولایت فراهان واقع شده بوده که به استناد گفتههای آنان از توابع همدان محسوب میشده. همچنین محل قطعی برج، دومین شهر ابغارین هنوز مشخص نشده ولی موضع تقریبی آن معلوم است، زیرا ابن حوقل گوید: �شهری نیکوست و در راهی که به اصفهان میروند به فاصلهٔ دوازده فرسخ از کرج واقع است.�
نبرد کرج ابی دلف
مقالهٔ اصلی: نبرد کرج ابی دلف
نبردی است که در سال ۴۶۵ هجری بین سلجوقیان کرمان به رهبری قاورد و سلجوقیان بزرگ به رهبری ملکشاه در نزدیکی کرج ابیدلف به علت دعوی حکومت قاورد و شورش بر ضد ملکشاه رخ داد که پس از ۳ روز نبرد، سرانجام سلاجقه کرمان شکست خوردند.[۶]
جستارهای وابسته
- کرج روذاور
- نبرد کرج ابی دلف
پانویس
- ↑ زرینکوب، تاریخ مردم ایران(۲)، ۲۹۷.
- ↑ مدخل کرهرود در لغتنامه دهخدا
- ↑ مدخل کرج ابودلف در دایرةالمعارف فارسی
- ↑ فقیهی، تاریخ آل بویه، ۷۱.
- ↑ پرش به بالا به:۵٫۰ ۵٫۱ علیاکبر خاکباز (۱۳۷۱)، �پیشگفتار�، خاندان محسنی اراک شرح احوال و زندگی مرحوم آیةا… العظمی حاجی آقا محسن عراقی (اراکی)، تهران، ص. ۱۱
- ↑ �MALEKŠĀH – Encyclopaedia Iranica�. iranicaonline.org. ص. The confrontation took place on ۴ or ۶ shaban ۴۶۵/۱۵ or ۱۷ April ۱۰۷۳ near Karaj (near modern Arak)٫ Despite the desertion of his Turkmen troops, Malekshah emerged victorious, and Qavord was executed. دریافتشده در ۲۰۲۱-۰۱-۰۲.
منابع
- بیات، عزیزاله (۱۳۶۷). کلیات جغرافیای طبیعی و تاریخی ایران. تهران: امیرکبیر. صص. ۵۶۰. شابک ۹۶۴-۰۰-۰۰۷۷-۹.
- حقیقت، عبدالرفیع (۱۳۷۶). فرهنگ تاریخی و جغرافیایی شهرستانهای ایران. تهران: کومش. صص. ۸۰۰. شابک ۹۶۴-۹۱۱۹۸-۴-۱.
- محمدی ملایری، محمد (۱۳۷۹). تاریخ و فرهنگ ایران در دوران انتقال از عصر ساسانی به عصر اسلامی. ج. ۳. تهران: توس. صص. ۳۹۹. شابک ۹۶۴-۳۱۵-۴۵۳-X۴۵۴ مقدار |شابک= را بررسی کنید: invalid character (کمک).
- فقیهی، علیاصغر (۱۳۸۹). تاریخ آل بویه. تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت). صص. ۸۸. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۴۵۹-۳۷۴-۱.
- زرینکوب، عبدالحسین (۱۳۷۷). تاریخ مردم ایران(۲). تهران: مؤسسه انتشارات امیرکبیر. صص. ۲۹۷. شابک ۹۶۴-۰۰-۰۴۶۹-۳.
صفحههای مرتبط
کرهرود
شهری در استان مرکزی، ایران
رکنالدوله دیلمی
ابودلف عجلی
فرمانده نظامی مأمون عباسی
کرج (کوه رج، کوهپایه) نام دارد و برای آنکه با نام دیگر کرج ها اشتباه نشود آن را کرج ابودلف گفتند که منسوب به ابودلف عجلی از سرداران اسلام است که در زمان معتمد خلیفه عباسی این ناحیه به تیول او درآمد. محل این ناحیه در آستانه اراک بوده است” [مشکور،جغرافیای تاریخی ایران باستان،۱۳۱۹].
“یعقوبی (وفات۲۹۰ ه ق) ذیل عنوان کرج می نویسد:از نهاوند تا شهر کرج دو منزل راه است و کرج همان منزل های ابودلف عیسی بن ادریس بن معقل بن شیخ بن امیر عجلی است و در دوران عجم ها شهر مشهوری نبوده و در شمار آبادیهای بزرگ روستایی از استان اصفهان به نام فائق قرار داشته است، پس عجلیان درآن فرود آمدند و دژها وقصرهاساختند وقصر های آن به ابودلف و برادران و خاندانش نسبت داده می شود و کرج میان چهارکوه واقع است و اهل آن قومی از عجم اند مگر همانها که از خاندان عیسی ابن ادریس عجلی بودند و کسانی که از سایر اعراب به آنها ملحق شدند”[یعقوبی،ال
اصطخری (قرن چهارم ه ق) و دیگر جغرافی دانان هر یک به نوبه خود از کرج نام برده اند وآن را از بلاد جبال دانسته اند و عرض وطول آن را حتی به دو فرسخ تحدید نموده اند وآن را لشگرگاه ابودلف عجلی تلقی کرده اند و معتقدند در ایام پارسیان دهی بیش نبوده است تا آنکه عرب بر ایران مسلط گردیده است و ابودلف جّد قاسم در سفری به سوی جبل در یکی از قرا همدان موسوم به مسّ وارد شد و به گرفتن املاک و ضبط مزارع پرداختند و بر سر یکی از متعیین محل تاختند، او را خفه کردند و اموالش را بردند. وقوع این حادثه را در زمان هشام بن عبدالملک و حکومت یوسف بن ثقفی دانسته اند. پس از آن عیسی بن ادریس به قریه یاد شده آمد و در حوالی آن یعنی بوهن کره سابق مسکن گرفت و آنجا را آباد کرد و درآن قلعه ساخت و لشگرگاه خود کرد ازآن تاریخ نام بوئین کره به کرج ابودلف تغییر یافت و شهری شد وسیع و برای مدتی هم پایتخت خانواده آل عجل بوده است[دهگان، کرجنامه،۲-۳].”
کرج (کوه رج، کوهپایه) نام دارد و برای آنکه با نام دیگر کرج ها اشتباه نشود آن را کرج ابودلف گفتند که منسوب به ابودلف عجلی از سرداران اسلام است که در زمان معتمد خلیفه عباسی این ناحیه به تیول او درآمد. محل این ناحیه در آستانه اراک بوده است” [مشکور،جغرافیای تاریخی ایران
در مختصر البلدان نیز آمده است”امروز کرج خود در میان شهرها، شهری است، پیش از این از روستاهای اصفهان بود لیکن اکنون به تنهایی استقلال دارد و ایغارین نام گرفته است”[فرهادی،نامه کمره،۲۲].